تبليغاتX

طراحی سایت

قالب وبلاگ

مبارز

طراحی سایت


مبارز
 
نوشته شده در تاريخ دوم بهمن 1390 توسط یاسر

شهادت مولوی جنگی زهی خیلی اتفاقی بود. البته نه از آن اتفاق هایی که کسی انتظارش را نداشته باشد. اتفاقا انتظارش را داشتیم. خود او هم انتظارش را داشت. مطمئنا او قبل از هر سخنرانی و هر نمازش شهادتین شهادتش را می گفت. او وقتی مسئولیت فرماندهی پایگاه بسیج را قبول کرد مطمئنا شهادتین شهادتش را گفته بود. بالاخره انقلابی بودن خرج دارد. او وقتی در جلسه خانواده شهدای ترور با مالک معدوم در تهران، با آن صلابت و شکوه پوزه مالک را به خاک می مالید مطمئنا شهادتین شهادتش را گفته بود. اصلا به نظر من مالک دو بار اعدام شد! بله او را دو بار اعدام کردند! یک بار که توسط قوه قضاییه و دادگاه به دار آویخته شد و یک بار هم قبل از آن توسط مولوی جنگاور بلوچ. شهید جنگی زهی. مولوی مصطفی بود که با رگبار استدلال های فقهی جان مالک را به لبش آورده و امکان پاسخ را از او سلب کرده بود. استدلال از نوع فقه حنفی. فقهی که اثبات می کند مالک یک کافر است و...

وقتی به دلایل شهادت مولوی فکر می کنم اولین جوابی که به ذهنم می آید این است که او در درون نظام بود و با دستگاه های داخل نظام جمهوری اسلامی در ارتباط بود؛ مثل یک نماینده از حق مردم شهر و روستایش دفاع می کرد. بنابراین دشمنان قصد جانش را کردند و...
اما نه! این جواب کاملی نیست. مگر به صرف این که فردی در درون نظام فعالیت کند، قاتلان سراغش می روند و شهیدش می کنند؟! خیر اصلا این طور نیست. اگر این طور بود الآن تمام نمایندگان مجلس از شهرهای این استان باید ترور می شدند. مثلا همین نمایندگانی که چند روز پیش به رهبری نامه نوشتند. پس چرا کسی آن ها را ترور نمی کند؟ چرا نامه نگاران شهید نمی شوند؟ جوابم کامل نیست.دلیل شهادت مولوی اعتقاد ایمانی و فقهی به نظام بود و نه اعتقاد سیاسی. او نه یک سیاستمدار بود و نه یک مقام مسئول. او یک عالم دانشمند بود که با استدلال عشقش به نظام را ثابت می کرد. او وقتی در جلسه رسمی رهبری را "امام خامنه ای (حفظه الله)" می نامید روی این عبارت تفقه و تحقیق کرده بود؛ بنابراین سینه سپر کرده و این گونه رهبرش را خطاب می کرد.آن جماعت جک و جندل لقب "غلام خمینی" به شهید جنگی زهی داده بودند. این انتحاری ها هیچ وقت نفهمیده بودند که خمینی به امثال شهید جنگی زهی می گفت : من دست یکایک شما پیشگامان رهایی را میبوسم. این اسیران در بند چه می فهمند که پیشگامان رهایی یعنی چه؟ آن ها همان بهتر است که دنبال منگل هایی برای اجرای عملیات بعدی شان باشند. امام ما بر دست امثال شهید مولوی مصطفی بوسه می زد. اما شما چه؟ چند روز پیش عکس عامل انتحاری عملیات پیشین را دیدم. فقط نیم تنه بالایی اش سالم مانده بود. دورش مگس جمع شده بود. چه افتخار برای آن ها بالاتر که مگس ها بر صورت شان بوسه زنند!شنیده ام جماعت جک و جندل سال گذشته می خواستند مولوی ما را شهید کنند اما نتوانسته بودند. برایم جالب است چرا مولوی ما که می دانست این جماعت دنبالش هستند با ماشین شخصی و بدون حفظ احتیاط تردد می کرد. آخر شهادت مولوی جنگی زهی خیلی اتفاقی بود!

 من دست یکایک شما پیشگامان رهایی را میبوسم صحیفه امام، ج 21، ص 196

 


نوشته شده در تاريخ بیست و یکم دی 1390 توسط یاسر

می دانستیم ! گفته بودیم ! شما بزدل تر از آن  هستید که مرد و مردانه و رو دررو به میدان نبرد بیایید. سالها کارتان این است. اگر هم جنگی در کار است باید با تابلوی آدمی احمق همچون صدام علیه ملت ایران انجام گیرد. مثل روز برایمان روشن بود که شما مرد نیستید.  شیوه شما از همان دیر باز همین بوده است.

حالا که از هر روشی برای به زانو در آوردن این نظام مقدس بهره گرفته اید و به هدف کثیف خود نرسیده اید و از همه جایتان دود بلند شده و صدای فریادتان بر اثر سوزش عالم را فرا گرفته دست به اینگونه حرکات می زنید. خوب می دانیم شما را چه شده است.  کم آورده اید دیگر! رویش و خیزش جوانان انقلابی شما را عصبانی کرده است. حرفمان همان حرف بزرگ مرد انقلاب است . بکشید ما را ملت ما بیدار تر می شود. ای امریکا از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر. آخرش شما از این عصبانیت می میرید. ولی مرگ ما با مرگ شما زمین تا اسمان فاصله دارد .

امروز شهید احمدی روشن را می کشید ، دیروز شهید شهریاری را و فردا ... معلوم نیست. ولی شما احمق ها نشناخته اید این مردم را. . شما چه می دانید داستان آن پیرزنی را که با افتخار 4 فرزند خود را تقدیم انقلاب کرد. شما چه می دانید  قصه ی حاجی بخشی را که تمام عمرش در آروزی شهادت بود .

شما خاک برسرها فکرکردید که با کشتن احمدی ها و شهریاری ها این ملت از انچه به دنبال آن است دست بر می دارد. نه بخدا. حرفهای پدر و مادر مصطفی را امروز شنیدید؟ دیدید همسرش را که چگونه از ادامه راه او سخن می گفت.

حرفهای آقاجان مارا نشنیدید؟  تا امروز خیلی نفهمیدیم آقا جانمان چه گفت. اما امروز به یقین متوجه شدیم که زمانه زمانه شعب ابی طالب نیست، زمان زمان بدر و خیبر است.

حیوان های درنده زورهای آخرتان را بزنید. روزهای آخرتان است. صدای خرد شدن استخوانهای لیبرال دموکراسیتان را به وضوح می شنویم. نیازی به تیزکردن گوش هم نیست. حتی گوشهای سنگین هم می شنوید این صدای بلند را .

امروز جوانان ما را می کشید تا ما را از مرگ بترسانید ؟! عجب نادانهایی هستید شما!!  برای یک بار دیگر این اعتقاد را به یادتان می آوریم. شهادت مرگ آگاهانه در راه هدفی مقدس است . و احمدی روشن زندگی خود را برای رسیدن به همان هدف مقدس که امامان وعداش را دااده بود تنظیم کرد و در این را سعادتمند شد...


برچسب‌ها: شهید احمدی روشن, دانشمندان هسته ای
نوشته شده در تاريخ بیستم دی 1390 توسط یاسر

ای کاش اخراجی ها سَری به مسجد مکی بزنند!

باگسترش یافتن امواج بیداری اسلامی در سطح منطقه و البته ناتوانی کشورهای سلطه گر برای مهار تمام آن ها یا جهت دهی در راستای منافع استعماری خود، اینک برخی از کشورهای عربی در حوزه خاورمیانه که حکومت استبدادی خود را در معرض خطر می بینند دست به رفتارهایی با معترضین خود می زنند که واقعا به دور از شأن اسلامی و انسانی است. یکی از این کشورها که به شدت خود را در نزدیکی لبه پرتگاه حس می کند نظام پادشاهی سعودی است. نظامی که با زور شمشیر و با حمایت سران انگلیس بر روی کار آمد و هم اکنون نیز با وجود زیر پا گذاشتن میزان بالایی از قوانین بین المللی و حقوق بشری از آن جایی که در راستای منافع غرب قدم بر میدارد هیچ گونه اعتراض الزام آوری از سوی نهادهای بین المللی به سردرمداران آن نشده است. یکی از این مسائل که واقعا دردآور و نگران کننده است تبعیض مذهبی و اعمال خشونت علیه شیعیان این کشور است. ممانعت از حضور شیعیان ختی در مشاغل سطح پایینی مانند معلمی یا مدیری مدرسه، اعمال نظر در کوچک ترین مناسک مذهبی آن ها مانند انتخاب امام جماعت، ممانعت از سفر شیعیان به اماکن مذهبی خود در کشورهای هم جوار و ده ها اقدام ضداسلامی و غیر انسانی دیگر که تنها علیه شیعیان و پیروان اهل بیت پیامبر (ع) اعمال می شود. شیعیان این کشور نیز که از درصد بالای جمعیتی در برخی از مناطق این کشور  برخوردارند هیچ وقت این ظلم ها را برنتابیده اند و فریاد تظلم خود را سر داده اند هر چند به بدترین نحو ممکن سرکوب شده اند. اما در چند ماه گذشته که زمزمه های نارضایتی مردم از حکام بی لیاقت و ناسالم شان در جای جای خاورمیانه عربی قوت گرفت و جای خود را به فریادهای بنیان افکن داد سطح اعتراضات شیعیان این کشور نیز دچار تغییری محسوس شد و با سازماندهی بیشتری دنبال شد. از طرفی حکام سعودی که از نتیجه این اعتراضات بیم داشته و اصلا دوست نداشتند که این اعتراضات نتیجه ای مانند اعتراضات مردم مصر و تونس داشته باشد. بنابراین میزان سرکوب های خود را شدیدتر و وسیع تر کردند و از راه های تازه ای برای مقابله با گسترش موج این اعتراضات بهره گرفتند. یکی از این اقدامات که از سر ناچاری سران سعودی صورت پذیرفت مسأله اخراج شیعیان عربستانی از خاک کشورشان بود. مقامات سعودی که به ناچار و از سر ناتوانی در برخورد با عدالت خواهی های مردم به این عمل متوسل شده اند اخیرا بیش از صد نفر معترض شیعه را به فرودگاه ها انتقال داده تا آن ها را به کشورهای عراق یا ایران بفرستند. آن ها با این عمل ناشایست خود نه تنها مردم کشور عربستان را نسبت به خود عصبانی و ناراحت می کنند بلکه خود را در عرصه منطقه کاملا منزوی و منفعل می سازند.

این اتفاقات در کشور عربستان و برخی دیگر از کشورهای منطقه در حالی اتفاق می افتد که متأسفانه برخی از شخصیت های مذهبی اهل سنت در استان سیستان و بلوچستان هم چنان بر طبل تفرقه می کوبند و با ادعای تبعیض، نظام جمهوری اسلامی را مورد تهمت قرار می دهند. آن ها در حالی نظارت دولت بر عملکرد حوزه های علمیه و تلاش نظام برای ساماندهی تشکیلاتی، ثبتی و نظم بخشیدن به چارچوب سخت افزاری حوزه های اهل سنت را بر نمی تابند که در برخی از کشورها مانند عربستان حتی انتخاب ائمه جماعت هم بر عهده اداره اوقاف عربستان و زیرنظر آل سعود است یا خیلی از موارد دیگر که متأسفانه این افراد مکررا آن ها را برجسته می کنند در حالی که یا اصلا وجود خارجی ندارند یا کاملا طبیعی هستند و بدون هیچ اعتنایی به تبعیض های صورت گرفته در کشورهای مسلمان نشین دیگر بالاخص عربستان آن هم در شدیدترین حالت، هم چنان نظام را متهم می کنند و عجیب تر آن که ایران اسلامی را در مسأله رعایت وحدت از تمام کشورهای مسلمان پایین تر می دانند! این اتهام زنی ها به جای آن است که این افراد با موضعی بی طرفانه تبعیضات صورت گرفته علیه شیعیان عربستان بالاخص مسأله اخراج 108نفر از ساکنان شهر العوامیه عربستان را زیر سؤال ببرند و با این حرکت خود شائبه های ارتباط با عربستان و حمایت بی چون و چرا از سیاست های آل سعود را که به شدت در حال قوت گرفتن است حداقل کم رنگ کنند. یا بنا به پیشنهاد ما ترتیبی اتخاذ شود تا اخراج شدگان از عربستان به ایران دعوت شوند و در اولین حرکت به استان سیستان و بلوچستان بیایند و اندکی از غم های خود را به مسجد مکی ببرند و آن ها را که ان شاء الله از این ظلم ها بی خبرند اندکی آگاه سازند تا پس از روشنگری مظلومین عربستانی، آقایان اَعمال کاملا وحدت بخش نظام جمهوری اسلامی ایران را با برچسب های ناروا، وارونه جلوه ندهند. 


نوشته شده در تاريخ بیست و پنجم آبان 1390 توسط یاسر

آقای باراک تمدید وضعیت اضطراری را مادام العمر کن!

شما حق دارید! آن روزی که ملت ایران شما را مثل سگ از این مملکت بیرون انداخت و روزهای خوش خوشانتان را به سیاهی مبدل کرد وضعیت اضطراری شروع شد. آن روزی که شما فکر می کردید هر اتفاقی در دنیا باید با هماهنگی شما رخ دهد و ملت ایران عکس آنرا ثابت کرد وضعیت فوق العاده برای شما کلید خورد. روزی که شما لولو خورخوره مردم دنیا بودید و با نام شما لرزه بر اندام بعضی ها می افتاد و در نقطه از دنیا 400 دانشجوی پیرو خط امام فسادکده و جاسوس خانه شما را تسخیر کردند و جاسوسانتان را مثل موش از ایران بیرون انداختند و ابهت پوشالیتان را برهم زدند و همه جایتان را سوزاندند آژیر وضعیت قرمز برای شما به صدا در آمد.

سالهاست این اوضاع ادامه دارد... راستی یادتان می آید؛ فرود شنهای بیابان بر سر سگهایتان در صحرای طبس را؟ می دانی چه برسرتان آمد؟ راستش را بخواهید مشکل از شما نیست؛ مشکل از عقل ناقصتان است. آدم بی عقل! اگر عقل داشتی اینگونه سعی نمی کردی هر روز با یک استراتژی ملت را بهراسانی!

آقای باراک اوباما! شاید آنروز که امام عزیزمان فرمود:آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، تو کودکی بیش نبودی! شاید هم در کاباره های نیویورک، لاس وگاس و... مشغول خوش گذارانی بودی، نمی دانم! شاید هم این جمله را شنیدی و به خود گفتی :" وقتی بزرگ شدم حتما یک غلطی می کنم" . تو احمق نفهمیدی امام ما چه گفت. باور کن نفهمیدی. شنیده ایم که خوردن الکل و مشروبات الکلی عقل را ناقص می کند. آخر آدم بی عقل تو را چه به این حرفها! بوش هر چه نبود حداقل ژست آدم های قلدر را می گرفت هرچند به او نمی آمد!! تو چه ؟ حتی ژست هم بلد نیستی بگیری !!

شنیده ایم استراتژی فشار به ایران برای کوتاه آمدن این ملت و کشور از آرمانهایش را تصویب کرده اید. آخر نادان کمی فکر کن! این ملت 32 سال این حرفها را شنیده است. 32 سال مدام تهدید. مدام حرف از فشار و حمله . یک روز حمایت از رژیم صدام ، یک روز عملیات پنجه عقاب ، یک روز فشار از بیرون فروپاشی از درون، یک روز حمایت از آشوبهای 88 و یک روز هم فشار با استفاده از تحریم ها! حالا هم همان حرف تکراری حمله به ایران !

به جان خودم خم به ابروی این ملت هم نمی آید. کاش حداقل برنامه های شبکه های خودتان را ببینید. وقتی بی بی سی فارسی تلاش می کند مردم ما را بترساند، 90درصد از تماس گیرندگان با برنامه اعلام می کنند در مقابل هر حمله ای سلاح به دست می گیرند و دهانتان را خورد می کنند.

مردک بی عقل و بی خرد! از چه می ترسانی این ملت را؟ از مرگ؟ این ملت را امام شناخت. ملتی که شهادت برای او سعادت است؛ پیروز است. می فهمی این جمله را؟! حداقل از مراکز مطالعاتی خود در سازمان سیا بپرس این جمله یعنی چه؟ روزی که خرمشهر آزاد شد امام عزیزما فرمود: خرمشهر را خدا آزاد کرد. ملت ما می داند امام چه می گوید ولی شما نادانها نمی دانید!!

5 اردیبهشت 59 را اگر تو فراموش کنی جیمی کارتر هرگز از یاد نمی برد! آن روز برای او و ژنرال های کارکشته اش به یک کابوس مبدل شده است. شاید هر شب خواب آنروز تاریخی را می بیند. ملت در سایه رهبری الهی امامشان در آرامش و آسایش به سر می برند و عده ای از گرگ های امریکایی به فرمان کارتر در صحرای طبس در حال طراحی عملیات پنجه عقاب بودند. خدای ملت، همان خدایی که خرمشهر را آزاد کرد، همان خدایی که این ملت و رهبرشان او را خوب می شناسند بیدار است و مکر شیطان را پاسخ می دهد. این بار شنهای بیابان به یاری خمینی و ملت ایران می آیند. برخورد هواپیماها و بالگردهای سیکورسکی، نظامیان آمریکایی را به جهنم می فرستد و تو هنوز این ملت را نشناختی! تو خدای این ملت را نمی شناسی. تو نمی دانی امداد الهی یعنی چه! تو عقل نداری!  با چه می خواهی به این ملت حمله کنی؟ سلاح های تو چقدر از شن های صحرای طبس قوی ترند؟! هر چه زور دارید بزنید!! بازی  Battlefield3 بسازید و اینگونه سعی کنید به ایران حمله کنید! دل سیاهتان را با همین تخیلات خوش کنید! آخرش که چه؟! روی سنگ قبر همه شما یک جمله نوشته خواهد شد: " علت مرگ، عصبانیت از ملت ایران"

اوباما شنیده ایم وضعیت اضطراری ملی در مقابل ایران را یک سال دیگر تمدید کرده ای؟ پیشنهاد میکنم این وضعیت را مادام العمر تمدید کن. چون ملت ایران از آرمانهای خود کوتاه نمی آید...


نوشته شده در تاريخ بیست و دوم آبان 1390 توسط یاسر

جمعی از فعالین فضای مجازی پس از آتکه وزارت ارشاد نسبت  به اکران مناسب فیلم ضد صهیونیستی شکارچی شنبه کوتاهی نمود نامه ای اعتراضی به وزیر ارشاد نوشتند. متن این نامه به شرح ذیل است:

جناب آقای سید محمد حسینی

وزیر محترم ارشادسلام علیکمهمانطور که مستحضرید جمهوری اسلامی ایران پس از انقلاب، خود را به عنوان اصلی ترین حامی ملت های مظلوم و دشمن ایادی استکبار معرفی نموده است. ایستادگی در برابر اسراییل جنایتکار و مقابله با سیاست های استکباری آمریکا و انگلیس از اصلی ترین اهداف انقلاب اسلامی ایران بوده است.

در برابر این ایستادگی مطمئنا فرزندان شیطان نیز بیکار ننشسته اند و از راه های مختلف همچون تهاجم فرهنگی سعی بر گمراه نمودن اذهان و پیشبرد اهداف خود دارند. تولید محصولات ضددینی، ترویج بی بندوباری در بین جوانان، شبهه افکنی و سست کردن عقاید اسلامی و تولید فیلم هایی که مستقیما اعتقادات مسلمانان را نشانه می گرد تنها گوشه ای از تهاجم فرهنگی غرب است.
مدت ها بود که در جمهوری اسلامی منتظر فرصتی بودیم برای مقابله با تهاجم فرهنگی. مقابله با شیوه ای نوین. باید پا را از راهپیمایی روز قدس و شعار «مرگ بر اسراییل» فراتر نهاد و با ابزاری جدید به جنگ دشمن رفت. جای خالی یک فیلم و یا سریال ضد صهیونیستی در برابر تمام فیلم ها و کاریکاتورهای موهن به شدت احساس می شد.
«شکارچی شنبه» پس از 2 سال از گردنه تنگ و دشوار مصلحت اندیشی عبور کرد و سرانجام موفق به اخذ مجوز اکران شد.
اما چند نکته برای ما وبلاگنویسان فعال در حوزه سایبر جای بسی تعجب دارد.
جناب آقای حسینی، چرا با تنها فیلم سینمایی تولید شده با مضمون مبارزه با صهیونیست این چنین برخورد می شود؟
به گواه سایت برنامه «هفت» که مطمئنا مورد تایید جنابعالی و همکارانتان در وزارتخانه می باشد این فیلم فقط 9 روز و تنها در 10 سینمای تهران بر روی پرده می رود. در حالیکه در کمال تعجب نظاره گریم این فیلم تنها اثری است که اجازه اکران اش در شهرستان ها صادر نمی شود و در سایر شهرهای بر روی پرده نمی رود!!!
نگاهی اجمالی داریم به تعدد روزها و سینماهای اکران کننده فیلم هایی که همزمان با «شکارچی شنبه» اکران شده اند.
سعادت آباد: 9 روز و 35 سینما
شیش و بش: 42 روز و 50 سینما
یک حبه قند: 9 روز و 42 سینما
زنان ونوسی، مردان مریخی: 42 روز و 31 سینما
آژانس ازدواج: 23 روز و 15 سینما
شکارچی شنبه: 9 روز و 10 سینما
در پایان لازم به یادآوری است که حدود 33درصد میزان فروش فیلمهای مذکور (به جز شکارچی شنبه) در شهرستان های بوده است.
براستی چرا چنین بلایی بر سر تنها اثر ضدصهیونیستی آمده است؟
غرب تمام همّ خود را جزم می کند برای سست کردن اعتقادات مسلمانان و ما در قبال چنین اعمالی چه وظیفه ای داریم؟
آیا شما در قبال «شکارچی شنبه» نه بعنوان یک اثر معمولی از پرویز شیخ طادی، بلکه یعنوان تنها اثر تولید شده ضدصهیونیستی وظیفه خود را به نحو احسن انجام داده اید؟
حمعی از فعالان فضای مجازی 

نوشته شده در تاريخ هفدهم آبان 1390 توسط یاسر

رسول مکرم اسلام حضرت محمد ابن عبدالله در آخرین سفر حج خود با امت خویش وداع نمود . وداع با امتی که تا قبل از اسلام در جهل و گمراهی بسر می بردند و با امدن اسلام زندگی نو در فضایی کاملا اسلامی و اخلاقی و بدور از خشونت و جنگ و هوس بازی را تجربه نمودند .
او آمده بود تا در آخرین حج خویش آخرین تکلیف خود را به انجام برساند. تکلیفی که اگر انجام نمی گرفت دین کامل نمی شد .
 و رسالت ناقص می ماند . آری محمد (ص) آمده بود تا در حج آخر خود برای اکمال دین و اتمام نعمت، جانشین خود را برای بقاء اسلام و ادامه رسالت از سوی خدا معین نماید.
او آمد و در آخرین وداع خود با امت اسلام در آن بیایان داغ و سوزان عربستان فرمان خداوند را به مسلمین ابلاغ نمود .

مسلمین در آن صحرای سوزان، گرداگرد پیامبر اسلام جمع شدند و محمد(ص) بر بالای بلندی خطاب به مسلمین در حالی که دست علی (ع) را بالا گرفت فرمود : هر کس من ولی و مولای اویم ، پس این علی (فهذا علی) ولی و مولای اوست .

آری محمد (ص) که کاملترین انسانها بود باید پس از خود انسانی کامل را برای جانشینی خود از سوی خداوند تعیین نماید . و او  در بازگشت از مکه و در منطقه ای بنام غدیر خم امام و ولی مسلمین یعنی علی ابن ابیطالب را به جهان اسلام معرفی نمود .

و قربان تا غدیر یعنی : بندگی کردن همچون ابراهیم و خالص شدن همچون اسماعیل و قربانی کردن نفس اماره و رفتن به استقبال غدیر برای پذیرش امامت و ولایت برای کامل کردن دین ........... 


نوشته شده در تاريخ بیست و پنجم مهر 1390 توسط یاسر

خوب است آنانی که هر روز تلاش می کنند علیه ایران توطئه ای طراحی بکنند و سناریوهایی چون ایران هراسی را به راه می اندازند و یا روزی با ساختن فیلم هایی همچون ۳۰۰ سعی دارند هویت ملی و تاریخی ایران را نادیده بگیرند و تلاش می کنند تمدن سرشار از وحشی گری و ددمنشی خود را به ایران و ایرانی نسبت دهند ، سند ذیل  که در یاداشتهای ((پروکوپیوس)) مورخ بزرگ رومی آمده است را مطالعه کنند :

این مورخ می نویسند : امروز نسخه اصلی تاریخی را که نوشته ام برای مطالعه به امپراتور (( ژوستینین))دادم . امپراتور پس از مروری کوتاه گفت :(( گرچه به سود ما رومیان نیست و باعث تزلزل روحیه می شود اما جا داشت می نوشتی که ژوستینین عقیده دارد که در خون پارسیان یک ماده اختصاصی وجود دارد که  باعث می شود ترس نداشته باشند ، بی باک و مغرور باشند و تسلیم نشوند ، با زور نمی شود غرور و شخصیت آنان را شکست . من نمی دانم ایران چه آبی دارد که این بذرها را درجان مردمانش پرورش می دهد . ))

عشق است ایران



نوشته شده در تاريخ بیست و نهم شهریور 1390 توسط یاسر

کمی خسته بودم. نوبت به سخنرانی رسید. سخنران که پشت تریبون رفت؛ منتظر ماندم تا از فضای سیاسی کشور صحب کند . از حوادث منطقه و از ...

سخن را با خاطره آغاز کرد. خاطره ای از یک پیرزن حدود 70 ساله و من در دل از بی ربطی حرفای او متعجب....  اما به خط دوم متن که رسید متوجه قصد سخنران شدم. او با لحنی دلسوزانه خاطره را آنقدر زیبا و تاثیرگذار نقل می کرد که وقتی به خودم آمدم متوجه شدم اشکهایم بر صورت جاری شده اند...

مادری حدودا 70 ساله وارد اتاقم شد. از او پرسیدم مادر با کی کار داری؟

و او که زیادی پله های ساختمان نقسش را به هن هن انداخته بود پاسخ داد: با آقای رییس .

گفتم در خدمتم .

دست در کیف خود کرد 3 فشنگ از آن خارج و روی میز من گذاشت.

از او پرسیدم اینها چه هستند  و آن زن پاسخ داد: اینها امانتیست که از فرزند شهیدم دست من مانده. او قبل از شهادتش این سه فشنگ را به خانه آورد و دیگر فرصتی برای بازگرداندن انها پیش نیامد.

این مادر شهید ادامه داد دیشب در عالم خواب دیدم این سه فشنگ به سمت من نشانه رفته اند. نگران شدم . بعد از مدتی، پسرم در مقابل من ظاهر شد و با لبخندی بر لب گفت: مادر نگران نشو .حال من خیلی خوب است. فقط همین سه فشنگ کمی مرا نگران کرده!! از او پرسیدم چرا؟ و او پاسخ داد : مادر این فشنگها از بیت المال تهیه شده و باید آنها را به بیت المال برگردانی. من که دیدم این فشنگها دیگر غیرقابل استفاده است گفتم پولش را به شما بدهم.

آقای رییس در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود؛ قیمت هر فشنگ را 800 تومان محاسبه و به مادر شهید گفت: مادرجان شما 2400 تومان به بیت المال بدهکارید.

مادر شهید 3 اسکناس 2هزار تومانی از کیفش بیرون آورد و به ازای هر فشنگ 2000 تومان روی میزم گذاشت و گفت: نمی خواهم من و فرزندم بدهی به بیت المال داشته باشیم.

آنوقت این آقایان به راحتی 3000 میلیارد تومان از بیت المال به جب می زنند و ککشان هم نمیگزد 

آرام آرام در دل زمزمه می کردم کجایید ای شهیدان خدایی....


نوشته شده در تاريخ بیستم خرداد 1390 توسط یاسر

3 روز قبل امام در قم اهداف نهضت را بیان داشتند. 15 خرداد 42 قم، امام در میان مردم به ایراد سخن پرداخت . او مقابله با استکبار، حاکمیت اسلام، به رسمیت نشناختن اسرائیل و تلاش برای محو آن و... را از اهداف نهضت بیان داشتند.
امام همه را به میدان آورد . سخنان امام آنقدر واضح و گیرا بود که همه‌ی اقشار را به میدان بکشاند. تهران، تبریز و مشهد به خروش آمدند و پای آرمان‌های امام و نهضتش ایستادند. آن‌روز کمتر کسی باور می کرد این ابرمرد تاریخ، ریشه طاغوت را در ایران اسلامی بخشکاند.
امام درس ظلم ستیزی را از جد بزرگوارش آموخته بود. او مکتب عاشورا را سرلوحه حرکت خود قرار داد . او 15 سال با سربازان خود که آنروز در گهواره ها بودند با اعلامیه در ارتباط بود. خط را مشخص می کرد و آنانی که خود را سرباز او می دانستند مو به مو فرامین امام خویش را عملی می کردند....
12 بهمن 57 بهشت زهرا، خیل جمعیت به استقبال امام عزیز خود آمده اند . امام با مردم سخن می گوید . این‌بار اهداف نهضت را برای مردم تفسیر می کند. با قدرت رژیم وابسته و ظالم پهلوی را تهدید می کند، تودهنشان می زند و از اهداف حرکت خود و مکتب بر گرفته از عاشورا سخن به میان می آورد .
مکتب عاشورایی امام تکلیف همه را روشن کرد . تکلیف مردم در قبال مسئولین و تکلیف مسئولین در قبال مردم و انقلاب. مکتب امام، مکتب اسلام ناب است . مکتبی که امام حسین خود را فدای آن نمود. امام آمد و مکتبی را احیا نمود که 1300 سال قبل از آن جد بزرگوارش برای بقاء آن خود و فرزندانش را قربانی نمود....
14 خرداد 90 ، حرم مطهر امام راحل عزیزمان، همه آمده اند ، زن و مرد ، مسئول و غیر مسئول و از همه بیشتر جوانان فدایی ولایت ... آقا بار دیگر بی بدیل سخن می گوید. همه با تمام وجود محو سخنانش شده اند و حضرت آقا بار دیگر تکلیف همه رو روشن می کند. تکلیف مسئولین را . تکلیف نخبگان با بصیرت و بی بصیرت را، تکلیف مردم و تکلیف جوانان را.
ایشان از انحراف از مکتب امام سخن می گوید. او مظاهر انحراف را بیان داشته و می فرماید نه به بهانه عدالت ، نه عقل گرایی و نه معنویت و... نباید از مکتب امام منحرف شد.
آقای بی بدیلمان بار دیگر تکلیف ما را با خودمان ، با کشور ، با مسئولین ، با جریان های انحرافی و با تحولات منطقه روشن کرد .
مکتب امام یعنی حمایت از هر قیامی که 3 ویژگی ضد امریکایی و اسرائیلی ، اسلامی بودن و مردمی بودن را داشته باشد. مکتب امام یعنی حرکت در مسیر آرمانهای انقلاب . یعنی هم غزه، هم لبنان و هم ایران و هم مصر و بحرین و تونس و...
مکتب امام یعنی "اسلام ناب" . یعنی عدم سوء استفاده از مفاهیم نابی چون عدالت برای منافع شخصی و حزبی . یعنی از ولی خود یک قدم جلو و عقب نباشی.
مکتب امام یعنی " اینقدر نگویید این انقلاب برای ما چه کرده، بگویید ما برای انقلاب چه کرده ایم؟!"
مکتب امام یعنی دوست و دشمن را بشناسی ، یعنی تو تکلیفت را انجام بده به نتیجه کاری نداشته باش ، یعنی کارهایت برای رضای خدا باشد ، یعنی یک سطل آب بردار و به سمت اسرائیل بریز .
مکتب امام یعنی آنانی که برای نظام هزینه داده اند را حفظ کنی تا جایی که خطوط قرمز نظام را زیر پا نمی گذارند، یعنی بدانی اگر قائم مقام رهبری هم باشی و غفلت کنی با تو تعارف نداریم!
مکتب امام یعنی جذب حداکثری و دفع حداقلی ، یعنی شیعه و سنی برادرند ، یعنی دشمن مشترک را بشناس، به اختلافات دامن نزن و ....
خلاصه حرف را تمام و کمال فرمودند. حالا دیگر ما باید بدانیم راه کدام است و چاه کدام ؟!  بهانه ای برای غفلت نمانده . برای هیچ کس نه خواص و نه عوام . مکتب امام تکلیف همه را روشن کرد....


نوشته شده در تاريخ هشتم خرداد 1390 توسط یاسر

سالهاست رفتار جریان‌های مختلف سیاسی را رصد کرده ایم . هرکدام سیاستی خاص مبتنی بر اهداف حزبی را دنبال کرده اند. یکی با اعتقاد به توسعه بدون توجه به عدالت سعی در له کردن ضعفا زیر چرخ‌های توسعه داشته و با شهید کردن عدالت پول‌های کلانی نیز به جیب می زنند. آن یکی با شعار توسعه سیاسی عدالت را قربانی اهداف سیاسی می کند.
اصلاحات، جامعه مدنی، توسعه سیاسی، گفتگوی تمدن‌ها و ... همه و همه مباحثی ست که در طول سالهای گذشته و خصوصا از اواسط دهه هفتاد به بعد مدام در کشور شنیده شده که به جرات می توان گفت در تمام این مباحث آنچه دیده نشده عدالت است.
به جرات می توان گفت که با رصد و تحلیل این جریان‌های می توان انحراف را در رویکردها، عملکرد و رفتارشان دید . هرچند امکان دارد عمق این انحراف قوی یا ضعیف باشد . چه آنکه با شعار توسعه، عدالت را قربانی می کند و اینگونه خود را به مافیای اقتصادی کشور مبدل می سازد و چه آنکه با شعارهای سیاسی از آرمان های انقلاب و اسلام ناب فاصله می گیرند . هرکدام از این جریان‌های انحرافی خواسته یا ناخواسته در مسیری حرکت می کنند که هر روز از آرمان‌های انقلاب زاویه بیشتر پیدا می کند. قصد پرداختن به این جریان ها را ندارم هرچند بررسی خطر این طیف‌های انحرافی در انقلاب باید در فرصتی مناسب مورد بحث قرار گیرد لکن در این نوشتار کوتاه قصد اشاره به موضوع دیگری را  دارم.
بی شک یکی از روش‌های قدرت گرفتن جریان‌های مورد اشاره استفاده از ظرفیت‌ها، فرصت‌ها و پتانسیل‌های لایه های مختلف جامعه می باشد . این گروهها برای ایتکه بتوانند به اهداف حزبی و گروهی خود برسند از موقعیتها و فضاهای مناسب برای پیش برد اهداف خود بهره می گیرند و در این میان عده ای به عنوان پیاده نظام در خدمت  این طیف قرار می گیرند. مثلا پس از انحراف آیت الله منتظری و زاویه گرفتن او از اهداف انقلاب طیف‌های مختلف سیاسی به سراغ او رفتند و از او برای اهداف خود بهره گرفتند تا جایی که رسانه های معاندی چون جرس، بی بی سی، صدای امریکا و... تریبون این گروهها برای استفاده رسانه ای از سخنان منتظری شده بودند. در جریان انتخابات افرادی چون کروبی و موسوی که در دهه هفتاد شدیدترین حملات را به منتظری داشتند برای رسیدن به منافع شخصی و گروهی خود از او حمایت کردند و او را پدر معنوی جریان خود نامیدند.
همانگونه که اشاره شده این جریان‌ها به تناسب زمان و مکان سعی کرده اند از گروهها و افراد برای رسیدن به اهداف خود بهره ببرند. و در این بین این گروهها و افراد نیز تمام قد در خدمت جریان‌های فوق قرار گرفته اند عده ای آنان در بازه هایی از زمانها و مقاطع جذف گروهها انحرافی شده اند و عده ای نیز همواره در خدمت آنان بوده اند.
از جمله کسانی که در طول سال‌های گذشته هرجا فتنه و انحرافی بوده نام و نشانی از او نیز مشاهده شده مولوی عبدالحمید امام جماعت مسجد مکی زاهدان می باشد . از اتحاد او با جریان‌های منحرفی چون ملی مذهبی ها و نهضت آزادی ها گرفته تا اصلاحطلبان در دوره دوم خرداد. از فتوای او برای رای دادن به کاندیدای دوم خردادی ها تا حمایت از فتنه گران در سال88 . و جالب آنکه در طول این مدت او با اتخاذ مواضعی متناقض روبرو شده است . روزی به بهانه دفاع از حقوق اهل سنت از خاتمی حمایت کرد و بیش از نود درصد آرا اهل سنت استان را در جیب خاتمی ریخت و روز همان فتوا را برای حمایت از معین صادر ساخت در حالی که هیچ کدام از تعهدات اصلاحات در قبال اهل سنت و قوم بلوچ در استان عملی نشد حتی یک مسئول بلوچ و سنی در استان نداشتیم .  به نظر می رسد اهل سنت این مسئله را از مولوی باید مطالبه کنند.
به هر شکل مواضع متناقض وی استمرار داشته و دارد تا جایی که  وقتی در دولت نهم در حالی که از کمترین حمایت اهل سنت استان برخوردار بود بیشترین توجه به منطقه داشت و بیش از نود درصد مسئولین استان از بومیان منطقه چه بلوچ و چه سیستانی گمارده شدند، بازهم جنایت مولوی مواضع ضد و نقیض خود را تکرار کرد.
خلاصه باید گفت جناب مولوی در طول سال‌های گذشته همواره با جریان‌های انحرافی داخل و خارج کشور همسو بوده و سعی کرده با بیان مطالب متناقض و رفتار خاص در پازلی بازی کند که طراح آن جریان‌های منحرف هستند.
اوج بی تدبیری او در رخدادهای پس از انتخابات رقم خورد تا جایی که او و عده ای از اطرافیانش تمام قد از جریان‌ فتنه حمایت کردند و مصاحبه های متعددی از خود در رسانه های معاند ثبت کردند .
امروز نیز شاهدیم جناب مولوی عبدالحمید همان رفتار گذشته و بدور از منطق خود را ادامه می دهد و بار دیگر با جریان انحرافی دیگری ارتباط گرفته و سعی دارد با تصمیات شخصی مسیر منحرف خود را ادامه دهد.
خبر دیدار او با سرکرده جریان انحرافی و طرح مباحثی غیرواقعی و بده بستان‌های خاص در این جلسه نشان می دهد او و مشاورانش دست از سرمردم استان بر نمی دارند و همچنان با طرح مباحثی حاشیه ای استان را از مسیر پیشرفت و توسعه منحرف می سازند. مواضع و رفتار مولوی عبدالحمید در سالهای متمادی نشان داده هرجا سخن انحراف است نام مولوی عبدالحمید می درخشد....


کتاب " گروهک عبدالمالک قطعه ی پازل جنگ نرم" طی چند روز آینده توسط انتشارات سپهر آذین به چاپ خواهد رسید.

علیرضا کیخا نویسنده این کتاب در گفتگوی اختصاصی با زاهدان پرس در اینباره گفت: بنده به عنوان کسی که حوادث استان سیستان و بلوچستان را از سال‌های قبل و خصوصا از 84 به بعد رصد کرده به این باور دست یافتم که گروهک مالک هرچند یک جریان به ظاهر سخت و خشن است اما در پازل جنگ نرم دشمن بازی می کند.

وی تصریح کرد: جای خالی این تحلیل سال‌ها در سیستان و بلوچستان دیده شده و به همین جهت رفتار مسئولین در جهت مقابله با جریان رفتار مبتنی بر مدل‌های سخت است نه نرم. به همین دلیل تلاش کردم با نوشتن کتابی در این خصوص واقعیتی را که سال‌ها از آن غفلت شده به جامعه منتقل کنم. 

کیخا خاطر نشان کرد:  امیدوارم این کتاب در مسیر تحقق آرمان‌های انقلاب و تثبیت انسجام و وحدت جامعه اسلامی و ایرانی ما مفید و موثر واقع شود.

نویسنده کتاب " گروهک عبدالمالک قطعه ی پازل جنگ نرم" با اشاره به این نکته که امروزه در دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی دنیا خصوصا کشورهای غربی مسئله جنگ روانی و استفاده از مکانیسم های جنگ نرم به طور ویژه مورد توجه قرار داد افزود:  پالمر در کمیته خطر جاری در نطقی جالب توجه تنها را مقابله با جمهوری اسلامی را بکارگیری مکانیسم های جنگ نرم می داند. در همین رابطه سعی کردم با افزیش مطالعاتم در حوزه انواع تهدیدات به مسئله‌ی جنگ نرم و چیستی و چرایی آن بپردازم .

کیخا در ادامه در تشریح موضوعات مورد بحث کتاب اظهار داشت: من در این کتاب با پرداختن به چیستی و چرایی جنگ نرم و اشاره به ابعاد آن سعی کردم مسئله را به لحاظ نظری مورد بحث قرار دهم. در فصل اول کتاب  با بررسی چیستی جنگ نرم به گوشه های از کتاب قدرت نرم جوزف نای اشاره کرده و در ادامه با بررسی مصادیقی از جنگ نرم ابعاد آنرا در 4 بعد تهاجم فرهنگی، جنگ اطلاعاتی ، جنگ روانی و در نهایت براندازی نرم مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و در ادامه به فرآیند جنگ نرم در 4 بعد مدکور می پردازم.

وی خاطر نشان کرد: معتقدم جنگ نرم جنگیست گفتمان ساز که در فرآیند خود در گام اول اعتقادات و باورهای جامعه را مورد هدف قرار می‌دهد. سپس با یارگیری از سطح جامعه و گسترش شبکه های خود در فضای حقیقی و مجازی سعی دارد آموزه های مبتنی بر باورهای مهاجمین جنگ نرم را در جامعه پیاده سازد.

این کارشناس جنگ نرم افزود: در ادامه همین فصل به جنگ رسانه ای به عنوان فصل مشترک ابعاد جنگ نرم و اثرات آن در جامعه پرداخته ام. در این قسمت ابزارهای مورد استفاده دشمن در جنگ نرم را در فضای حقیقی ، مجازی، امواج و... تجزیه و تحلیل نموده و در ادامه چند مصداق از بکارگیری این ابزارها را مورد اشاره قرار داده ام.

وی افزود: در فصل دوم با پرداختن به شرایط استان بسترهای لازم برای پیاده سازی جنگ نرم در استان را تجزیه و تحلیل کرده و به برخی از مصادیق ناامنی در استان اشاره می کنم. در این فصل اشاره می شود هیچ کدام از این حوادث توان گسترش احساس ناامنی و برهم زدن ثبات سیاسی و اجتماعی جامعه را که از ارکان قدرت نرم نظام می باشد ندارند.

این نویسنده حوزه جنگ نرم تصریح کرد: بنده با مطالعه فضاهای استان سیستان و بلوچستان  باوردارم که جریان وهابیت به عنوان یک فرقه انحرافی در گام اول با راه اندازی جنگ معرفتی و فرهنگی سعی دارد با باورها و اعتقادات جامعه حمله ور شود و این دقیقا گام اول از فرآیند جنگ نرم می باشد که در فصل اول اشاره نمودم. این فرقه انحرافی با نفوذ در لایه های جامعه سعی در پیاده سازی آموزه های انحرافی خود داشته و با یارگیری از سطوح مختلف شبکه های خود را در استان گسترش می دهد. در ادامه با گسترش این شبکه‌ها در فضاهای رسانه ای از رسانه برای پیاده سازی جنگ نرم بهره می‌گیرد.

وی افزود: جریان مالک به عنوان یکی از وابستگان  به وهابیت نیز در این پازل جنگ نرم نقش ایفا می کند. در فصل 4 و 5 کتاب نیز با تحلیل مهمرین حوادث استان از سال 84 به بعد سعی دارم تحلیلی را پیش روی مخاطب قرار دهم تا مخاطب با نگاهی عمیق فرآیند فعالیت گروهک و اقدامات آنرا مرور نماید. حوادث استان از این منظر مهم است که گروهک با انجام سناریوهای مختلف و در ادامه با بکارگیری عناصر و ابزارهای جنگ نرم این جنگ را در استان پیاده ساخت. کتاب گروهک عبدالمالک قطعه‌ی پازل جنگ نرم تلاش دارد به تفصیل رخدادهای استان از گدارناهوک تا دستگیری مالک را تجزیه و تحلیل نماید و تحلیل مناسب  منطقی از اتفاقات استان را پیش روی مخاطب قرار دهد.

نویسنده کتاب " گروهک عبدالمالک قطعه ی پازل جنگ نرم" خاطرنشان کرد: در این کتاب اشاره می شود که در حوادث و رخدادهای استان از 84 بعد جنگ نرم 3 بعد تهاجم فرهنگ و معرفتی ، جنگ اطلاعاتی و جنگ روانی در طول سالهای گذشته با منظور بی ثبات سازی سیاسی و اجتماعی استان ، برهم زدن انسجام دینی و ملی و در نهایت ناکارآمد جلوه دادن گفتمان انقلاب بکار گرفته شده است.

کیخا در پایان افزود: جا دارد در همین جا از دوست و برادر عزیزم که جای اورا در شرایط کنونی به شدت خالی می بینم یاد کنم. شهید حامد رجایی_ فرمانده سابق بسیج دانشجویی دانشگاه زاهدان_  کسی بود که اولین پایه های جنگ نرم را به من آموخت و زمینه و علاقه برای مطالعه در این حوزه را در بنده ابجاد نمود. او استاد من بود و قطعا اگر امروز در جمع ما حاضر بود موضوع فوق را با غنایی بسیار بالاتر به چاپ می رساند. به هر شکل کاری که انجام دادم حرکت در مسیری بود که شهید رجایی به دنبال آن بود . 

گفتنی است این کتاب که توسط انتشارات سپهر آذین به چاپ خواهد رسید اکنون مراحل نهایی خود را طی می کند و احتمالا تا چند روز آینده روانه بازار شود .  


نوشته شده در تاريخ بیست و چهارم اردیبهشت 1390 توسط یاسر

حقیقت بر هیچ کس پوشیده نبود! همه می دانستند چه کسی آن جنایت را انجام داد! همه از سنگ دلی و فسادش باخبر بودند! با پررویی محض سر بریده را در شهر می چرخاند و در نهایت به امید  رسیدن به پول و ثروت و خوش خدمتی برای دربار ابن مرجانه ، در تنور خانه پنهانش کرد. حتی زن رقاصه اش نیز از این سنگ دلی و بی وجدانی او متحیربود. عاقبت مختار قیام کرد. همه کسانی که در روز عاشورا تلخ ترین واقعه تاریخ را رقم زده بودند به سزای عملشان رساند. از شمر گرفته تا سنان . از عمرسعد تا ابن مرجانه هیچ کس از چنگال عدالت مختار جان سالم به در نبرد.

نوبت به خولی رسید او که جرمش بر همه آشکار بود با دستانی بسته در محکمه  حاضر و مختار را به بی عدالتی متهم نمود. همسرانش هرچه دیده بودند گفتند. گفتند که آن سر بریده چشمانش باز بود، گفتند از آن تنور نوری به آسمان می تابید و گفتند که خون ریخته شده بر زمین امام حسین(ع) از زمین می جوشید و... و در نهایت مختار با چشمانی اشک آلود به خاطر عمق جنایت خولی، دستور قصاص را صادر کرد. اما در این میان خولی با پررویی محض خود را بی گناه و مختار را متهم به بی عدلتی نمود. او در حالی که به سمت محل اجرای حکم در حرکت بود با الفاظی رکیک و فحاشی به مختار و حکومت علویش دشنام می داد....

مختار که بغض همچنان گلویش را می فشرد پس از بیان سخنانی گفت: امثال خولی اگر حکومت ما را متهم نکنند باید به قیام خود شک کنیم...

عجب حرفی زدی مختار... انصافا اگر امثال خولی، ابن زیاد، شمر و یارانش حکومت تو را به بی عدالتی متهم نمی کردند و تورا کذاب نمی نامیدند باید به حقانیت قیام خود شک می کردی . اگر آن سنگ دلی که به دستور شمر تیر 3 شعبه را بر گلوی طفل شش ماهه اباعبدالله قرار داد از تو تعریف می کرد باید در قیام خود شک می کردی.
مختار ما در قیام تو نبودیم . سالها حرفهای ضد و نقیضی از تو و شخصیتت می شنیدیم. به هیچ کدامشان کار ندارم . در حقانیت تو و قیامت همین کافیست که دشمنان اهل بیت را به خاک ذلت نشاندی . در حقانیت تو همین بس که با کشتن حرمله حرام زاده دل فرزند رسول خدا را شاد کردی .... مختار تو بحق بودی چون خولی تو را متهم به بی عدالتی نمود . مختار تو راست گوترین بودی چرا که شمر و سنان ابن انس تو را متهم به دروغ گویی کردند...

اینک هزار سی صدو اندی سال از آن قیام می گذرد و یزیدیان همچنان به دنبال اهداف شومشان هستند . و در این بین مدام ایران اسلامی را متهم به آنچه می کنند که خود شایسته آن هستند ... 1300 اندی سال گذشته اما حرف همان است " امثال بوش، اوباما، پرز، کلینتون و... از ما را متهم نکنند باید در حقانیت خود شک کنیم...


نوشته شده در تاريخ چهاردهم اردیبهشت 1390 توسط یاسر

شاید کمی عجیب به نظر برسد! یا شاید غیرطبیعی ! آخر 2 سال از آن مناظره های تاریخی می گذرد! حتما با خواندن این مطلب می گویی، عجب آدم بی کار و بی منطقی بعد از چند روز بروز می شود و آن وقت درباره مناظره می نویسد!
نمی دانم اما اتفاقات چند ماه گذشته و تلاش عده ای از آقایان، کاملا مرا بهم ریخته بود. حوادث چند سال گذشته را مرور کردم. از آمدن احمدی نژاد در جمع کاندیداهای ریاست جمهوری دوره نهم و سخنان ولایی او که مبتنی بر گفتمان امام و انقلاب بود تا پیروزیش در انتخابات نهم. از خواب 1 ساعته کروبی تا حکم تنفیذ. راستی چقدر تکان دهنده بود آن مراسم بی سابقه. بعد از مدتها رئیس جمهوری ولایت مدار یاد بوسه‌ی شهید رجایی بر دستان حضرت روح‌الله را زنده کرد . حسابی حال کردیم و کلی اشک ریختیم.
اوضاع خوب بود و مردم بسیار خوشحال از پیروزی مردی که آنرا از جنس خود می دانستند. اما آرام آرام در کنار همین رئیس جمهور محبوب عده ای دیده شدند که به نظر از جنس مردم و احمدی نژاد نبودند. حرفایی می زدند که خیلی قابل فهم نبود. کارهایی می کردند که تنها در روحیه آقایان دولت دوم خرداد سراغ داشتیم. بگذریم.
یادتان می آید دوره دهم را؟ قطعا یادتان هست. چه دعواهایی ، چه اظهار نظرهای عجیب و غریبی و چه ادعاهای خنده داری ! از تقلب گرفته تا سیاه نمایی های روزنامه های ... . خاطرشریفتان می آید در اوج فعالیت ستادها و در شرایطی که بازار شایعات، تبلیغات، سیاه نمایی و... داغ بود ، صدا و سیما خبر پخش مستقیم مناظره های کاندیداهای ریاست جمهوری را منتشر ساخت. اتفاقی که در طول چند سال گذشته بی سابقه بود. همه منتظر آغاز مناظره ها بودند. به هر شکل گمانه زنی هایی نیز درجامعه بود. یکی می گفت اگر فلانی چنین و چنان بگوید فک طرف مقابلش را پایین می آورد . آن یکی می گفت اگر فلانی از ماجرای شهرام جزایری بگوید و داستان 300 میلیون را بپرسد و دیگری از مدرک تحصیلی تقلبی آن خانم روشن فکر ... 
سرتان را به درد نیاورم یادم می آید آن روزها با دوستان درباره مناظره ها که حرف می زدیم می گفتم اگر طرف های آقای احمدی نژاد زرنگ باشند کافیست که شبهات و گافهای مطرح شده‌ی مشایی را بیان کنند. احتمالا پاسخی قانع کننده دریافت نشود... مناظره ها که شروع شد فضای عجیبی نیز در جامعه به راه افتاد . طرف های مناظره از هر وسیله‌ای برای زمین زدن طرف  مقابل استفاده می کردند. بعضی ها به چیز چیر افتادند و بعضی ها هم به پت و پت افتاده و فقط کف پاک می کردند.
در این مدت مدام منتظر بودم یکی مثل موسوی و یا کروبی که از راهی برای زمین زدن آقا محمود بهره بردند حتی هاله نور، از موضوع مشایی که به راحتی احمدی نژاد را به چالش می کشاند سخن بگوید . اما این اتفاق نیافتاد و طرف های آقای احمدی نژاد نه به گافهای گفتاری مشایی و نه به رفتار او و نه حتی به اطرافیان ثروت مندش هیچ اشاره ای نکردند.
همیشه این سوال ذهن مرا به خود مشغول کرده  بود . بعد از انتخابات نیز رسانه های ضد انقلاب از هر فرصتی برای ضربه به دولت استفاده کردند اما اگر کمی دقت شود مشاهده می کنید که در میان سمپاشی های رسانه های ضد انقلاب کمترین حملات به مشایی و تیم او وارد می شود .
نمی دانم چرا ولی تصور می کنم نزدن مشایی در آن روزها و خصوصا در مناظره ها طرحی بود برای امروز . امروز که مشخص شده آن حرفا گاف نبوده، از روی غفلت نبوده بلکه اعتقاد مشایی و طرفدارانش می باشد. حتی وقتی فیلم ظهور بسیار نزدیک است پخش می شود بازهم از مشایی سخنی به میان نمی آید!!!
شاید مشایی با آنها هماهنگ است! شاید آنها منتظر بودند مشایی بعد از چند سال آنچه را که آنان سالها برای ایجاد شکاف در بدنه اصولگرایان به دنبال آن بودند و نا کام ماندند امروز به بهترین شکل عملی کند.
حرفهایی که آنها خارج از نظام و با موضع مخالف می زدند امروز مشایی با ژست اصولگرایی می زند. از اسرائیل تعریف می کند. به علما حمله می کند . در اوج انقلابهای منطقه پادشاه اردن را به ایران دعوت می کند. انقلابهای منطقه را اسلامی نمی داند و...
اصلا شاید هم مشایی مهره آنهاست.
شاید....
نمی دانم نظر شما چیست؟!


نوشته شده در تاريخ بیست و هفتم فروردین 1390 توسط یاسر

پرده اول:

فضای شهر آرام است. مردم پی کارهای خود هستند. ایام و مناسبت های خاص یکی پس از دیگری می آیند و می روند و مردم به اندازه توان خود در این ایام مشارکت دارند. محرم و فاطمیه جوی متفاوت را در اکثر نقاط کشور ایجاد می کند . مردم ایران فارغ از همه بازی های سیاسی حضور در این مراسمات را یک تکلیف الهی می دانند و با شور و شعوری وصف ناپذیر در هیئات عزای اهل بیت شرکت میکنند.

.....

پرده دوم :

جو سیاسی کشور متفاوت از سالهای قبل می شود التهاب در دانشگاهها بالا می گیرد. تریبونهای رسانه ای عده ای فعال می شود و مدام سعی می کنند به اعتقادات مردم توهین کنند. از آزادی بیان و جامعه مدنی سخن می گویند و به این بهانه هرچه می خواهند به مردم می گویند . روزنامه هایی چون سلام و مردم سالاری اصلی ترین رسانه های این جریان بی آنکه توجهی به اعتقادات مردم ایران داشته باشند کربلا را حاصل خشونت پیامبر اسلام در احد می دانند!!! آزادی را مقدم بر دین می دانند و معتقدند در جامعه ای که آزادی بخواهد می شود علیه خدا هم قیام کرد!!! این عده ی قلیل بی آنکه به عقاید مردم توجه داشته باشند خود را همه کاره مردم می دانند و تمام اعتقادات مردم را به سخره می گیرند.

.......

پرده سوم:

خشم مردم و دانشجویان انقلابی به اوج می رسد. یکی از همان عده ی قلیل با توهین به عقاید مردم می گوید تقلید کار میمون است . او مرجع تقلید و مقلدین او را مسخره می کند . در پی خروش انقلابی مردم دستگاه قضایی با او برخورد می کند اما به یکباره عده ای با جوسازی رسانه ای تلاش دارند از همان سخن تکراری استفاده کنند. توهین به شعور ملت. توهین به اندیشه . مرگ آزادی بیان و...

......

پرده آخر:

پس از مدتها و بعد از کلی جوسازی و تخریب اخراجی های 3 دیروز به سینما رفتم . فضای جالبی در سینما حاکم بود. همه همراه بودند. آنجایی خنده بود، آنجایی که شعر و سرود بود و در نهایت همراه با هم همه و همه اشک ریختند و گریه کردند.
شب سایتها و وبلاگ های مخالف و موافق را مطالعه می کردم. هجمه عجیبی به این فیلم صورت گرفته بود. از سایتها و وبلاگ های معمولی تا شبکه های معتبری چون بی بی سی فارسی از تمام توان خود استفاده کرده بودند تا این فیلم را تخریب کنند . تمام حرفشان همان جمله تکراری این چند ساله بود . همان جمله ای که هرگاه آقایان کم می آورند آنرا بیان می کنند. خودشان هرتوهینی دلشان بخواهد به ملت و مردم روانه می کنند اما کوچکترین نقد را بر نمی تابند. به اعتقادات مردم توهین کردند، مقاله هیچ کس مقدس نیست را نوشتند همین که با خروش انقلابی مردم مواجه شدند گفتند در این مملکت آزادی نیست. به شعور ما توهین شده است!!!
آخر با شعورها شما مگر همه ی ملت ایرانید؟! هجمه توهین آمیز فیلم های ضد ارزشی پس از سالهای 78 را ندیدید؟! توهین به مقدسات مردم را در فیلمهای برخی از اقایان ندیدید؟! ترویج فحشا و منکر را در فیلمهای فیمینیستی ندیدید؟! عشق های مثلثی، سیاه نمایی جامعه پویا و انقلابی ایران، توهین به اعتقادات و... را در فیلمهای خود ندیدید؟! حال که اخراجی ها حرفی زده که شما آنرا نمی پسندید، می شود توهین به ملت ایران؟! جالب آنکه در بی بی سی فارسی با آن همه ادعا یک برنامه مختص نقد و تخریب این فیلم تدارک دیده بودند. تمام حرفشان در این برنامه این بود " به شعور ما توهین شده!!!

.......


نوشته شده در تاريخ شانزدهم فروردین 1390 توسط یاسر

امروز برای تبریک عید خدمت یکی از دوستای قدیمی رفتم. بحثهای جورواجوری مطرح شد. از فضای سیاسی کشور گرفته تا جو امنیتی استان. نهایتا رسیدیم به موضوع اخراجیهای 3 .
فیلمو  دیده بود و خیلی تعریف می کرد. این رفیق ما وابستگی سیاسی به هیچ حزب و گروهی نداره . ازش پرسیدم چحوری بود؟ گفت خیلی جالب و بی طرفانه . چپ و راستو زده بود. بی انصافیه بگی یک طرفه ساخته شده. می گفت من و برادر خانمم برای ساعت ۱ شب بلیط گرفتیم. با تعجب پرسیدم ۱ شب؟ و اون گفت از صبح یک کله اکران میشه. ساعت ۱ شب جای سوزن انداختن تو سینما نبود. سینمای کناری جدایی نادر از سیمین رو اکران می کرد. ساعت 12 تعطیل شده بود . می گفت قبل از اینکه بریم سینما برادر خانمم به یکی از دوستاش زنگ زد و گفت دارم میرم اخراجی های ۳ رو ببینم و ادامه داد: دوستش با ناراحتی گفت نه نری اخراجیها تحریمه اونو فقط آخوندا می بینن!!!
این رفیقمون تعریف می کرد وقتی وارد شدیم از همه تیپ آدم دیدیم الا آخوند جماعت!!
به برادر خانمم گفتم به این دوستت زنگ بزن و بهش بگو اینجا پر آخونده!!!
خلاصه فیلم شروع شد و جمعیت حاضر در سالن با سوت ، کف ، همخوانی ، خنده و در نهایت گریه فیلمو همراهی می کردن. وقتی از سالن خارج شدیم دوتا از همونایی که ما بهشون می گیم سوسول  به هم می گفتن واقعا عالی بود حرف نداشت... حالا من بدشت منتظرم اکران فیلم تو زاهدانم شروع بشه...


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

تبادل لینک

خرید بک لینک