حرف همان است که مختار گفت!!

حقیقت بر هیچ کس پوشیده نبود! همه می دانستند چه کسی آن جنایت را انجام داد! همه از سنگ دلی و فسادش باخبر بودند! با پررویی محض سر بریده را در شهر می چرخاند و در نهایت به امید  رسیدن به پول و ثروت و خوش خدمتی برای دربار ابن مرجانه ، در تنور خانه پنهانش کرد. حتی زن رقاصه اش نیز از این سنگ دلی و بی وجدانی او متحیربود. عاقبت مختار قیام کرد. همه کسانی که در روز عاشورا تلخ ترین واقعه تاریخ را رقم زده بودند به سزای عملشان رساند. از شمر گرفته تا سنان . از عمرسعد تا ابن مرجانه هیچ کس از چنگال عدالت مختار جان سالم به در نبرد.

نوبت به خولی رسید او که جرمش بر همه آشکار بود با دستانی بسته در محکمه  حاضر و مختار را به بی عدالتی متهم نمود. همسرانش هرچه دیده بودند گفتند. گفتند که آن سر بریده چشمانش باز بود، گفتند از آن تنور نوری به آسمان می تابید و گفتند که خون ریخته شده بر زمین امام حسین(ع) از زمین می جوشید و... و در نهایت مختار با چشمانی اشک آلود به خاطر عمق جنایت خولی، دستور قصاص را صادر کرد. اما در این میان خولی با پررویی محض خود را بی گناه و مختار را متهم به بی عدلتی نمود. او در حالی که به سمت محل اجرای حکم در حرکت بود با الفاظی رکیک و فحاشی به مختار و حکومت علویش دشنام می داد....

مختار که بغض همچنان گلویش را می فشرد پس از بیان سخنانی گفت: امثال خولی اگر حکومت ما را متهم نکنند باید به قیام خود شک کنیم...

عجب حرفی زدی مختار... انصافا اگر امثال خولی، ابن زیاد، شمر و یارانش حکومت تو را به بی عدالتی متهم نمی کردند و تورا کذاب نمی نامیدند باید به حقانیت قیام خود شک می کردی . اگر آن سنگ دلی که به دستور شمر تیر 3 شعبه را بر گلوی طفل شش ماهه اباعبدالله قرار داد از تو تعریف می کرد باید در قیام خود شک می کردی.
مختار ما در قیام تو نبودیم . سالها حرفهای ضد و نقیضی از تو و شخصیتت می شنیدیم. به هیچ کدامشان کار ندارم . در حقانیت تو و قیامت همین کافیست که دشمنان اهل بیت را به خاک ذلت نشاندی . در حقانیت تو همین بس که با کشتن حرمله حرام زاده دل فرزند رسول خدا را شاد کردی .... مختار تو بحق بودی چون خولی تو را متهم به بی عدالتی نمود . مختار تو راست گوترین بودی چرا که شمر و سنان ابن انس تو را متهم به دروغ گویی کردند...

اینک هزار سی صدو اندی سال از آن قیام می گذرد و یزیدیان همچنان به دنبال اهداف شومشان هستند . و در این بین مدام ایران اسلامی را متهم به آنچه می کنند که خود شایسته آن هستند ... 1300 اندی سال گذشته اما حرف همان است " امثال بوش، اوباما، پرز، کلینتون و... از ما را متهم نکنند باید در حقانیت خود شک کنیم...

چرا مشایی در مناظره ها نبود؟!

شاید کمی عجیب به نظر برسد! یا شاید غیرطبیعی ! آخر 2 سال از آن مناظره های تاریخی می گذرد! حتما با خواندن این مطلب می گویی، عجب آدم بی کار و بی منطقی بعد از چند روز بروز می شود و آن وقت درباره مناظره می نویسد!
نمی دانم اما اتفاقات چند ماه گذشته و تلاش عده ای از آقایان، کاملا مرا بهم ریخته بود. حوادث چند سال گذشته را مرور کردم. از آمدن احمدی نژاد در جمع کاندیداهای ریاست جمهوری دوره نهم و سخنان ولایی او که مبتنی بر گفتمان امام و انقلاب بود تا پیروزیش در انتخابات نهم. از خواب 1 ساعته کروبی تا حکم تنفیذ. راستی چقدر تکان دهنده بود آن مراسم بی سابقه. بعد از مدتها رئیس جمهوری ولایت مدار یاد بوسه‌ی شهید رجایی بر دستان حضرت روح‌الله را زنده کرد . حسابی حال کردیم و کلی اشک ریختیم.
اوضاع خوب بود و مردم بسیار خوشحال از پیروزی مردی که آنرا از جنس خود می دانستند. اما آرام آرام در کنار همین رئیس جمهور محبوب عده ای دیده شدند که به نظر از جنس مردم و احمدی نژاد نبودند. حرفایی می زدند که خیلی قابل فهم نبود. کارهایی می کردند که تنها در روحیه آقایان دولت دوم خرداد سراغ داشتیم. بگذریم.
یادتان می آید دوره دهم را؟ قطعا یادتان هست. چه دعواهایی ، چه اظهار نظرهای عجیب و غریبی و چه ادعاهای خنده داری ! از تقلب گرفته تا سیاه نمایی های روزنامه های ... . خاطرشریفتان می آید در اوج فعالیت ستادها و در شرایطی که بازار شایعات، تبلیغات، سیاه نمایی و... داغ بود ، صدا و سیما خبر پخش مستقیم مناظره های کاندیداهای ریاست جمهوری را منتشر ساخت. اتفاقی که در طول چند سال گذشته بی سابقه بود. همه منتظر آغاز مناظره ها بودند. به هر شکل گمانه زنی هایی نیز درجامعه بود. یکی می گفت اگر فلانی چنین و چنان بگوید فک طرف مقابلش را پایین می آورد . آن یکی می گفت اگر فلانی از ماجرای شهرام جزایری بگوید و داستان 300 میلیون را بپرسد و دیگری از مدرک تحصیلی تقلبی آن خانم روشن فکر ... 
سرتان را به درد نیاورم یادم می آید آن روزها با دوستان درباره مناظره ها که حرف می زدیم می گفتم اگر طرف های آقای احمدی نژاد زرنگ باشند کافیست که شبهات و گافهای مطرح شده‌ی مشایی را بیان کنند. احتمالا پاسخی قانع کننده دریافت نشود... مناظره ها که شروع شد فضای عجیبی نیز در جامعه به راه افتاد . طرف های مناظره از هر وسیله‌ای برای زمین زدن طرف  مقابل استفاده می کردند. بعضی ها به چیز چیر افتادند و بعضی ها هم به پت و پت افتاده و فقط کف پاک می کردند.
در این مدت مدام منتظر بودم یکی مثل موسوی و یا کروبی که از راهی برای زمین زدن آقا محمود بهره بردند حتی هاله نور، از موضوع مشایی که به راحتی احمدی نژاد را به چالش می کشاند سخن بگوید . اما این اتفاق نیافتاد و طرف های آقای احمدی نژاد نه به گافهای گفتاری مشایی و نه به رفتار او و نه حتی به اطرافیان ثروت مندش هیچ اشاره ای نکردند.
همیشه این سوال ذهن مرا به خود مشغول کرده  بود . بعد از انتخابات نیز رسانه های ضد انقلاب از هر فرصتی برای ضربه به دولت استفاده کردند اما اگر کمی دقت شود مشاهده می کنید که در میان سمپاشی های رسانه های ضد انقلاب کمترین حملات به مشایی و تیم او وارد می شود .
نمی دانم چرا ولی تصور می کنم نزدن مشایی در آن روزها و خصوصا در مناظره ها طرحی بود برای امروز . امروز که مشخص شده آن حرفا گاف نبوده، از روی غفلت نبوده بلکه اعتقاد مشایی و طرفدارانش می باشد. حتی وقتی فیلم ظهور بسیار نزدیک است پخش می شود بازهم از مشایی سخنی به میان نمی آید!!!
شاید مشایی با آنها هماهنگ است! شاید آنها منتظر بودند مشایی بعد از چند سال آنچه را که آنان سالها برای ایجاد شکاف در بدنه اصولگرایان به دنبال آن بودند و نا کام ماندند امروز به بهترین شکل عملی کند.
حرفهایی که آنها خارج از نظام و با موضع مخالف می زدند امروز مشایی با ژست اصولگرایی می زند. از اسرائیل تعریف می کند. به علما حمله می کند . در اوج انقلابهای منطقه پادشاه اردن را به ایران دعوت می کند. انقلابهای منطقه را اسلامی نمی داند و...
اصلا شاید هم مشایی مهره آنهاست.
شاید....
نمی دانم نظر شما چیست؟!