اسراییل! تو چه می دانی مرگ آگاهانه در راه هدفی مقدس یعنی چه؟!

می دانستیم ! گفته بودیم ! شما بزدل تر از آن  هستید که مرد و مردانه و رو دررو به میدان نبرد بیایید. سالها کارتان این است. اگر هم جنگی در کار است باید با تابلوی آدمی احمق همچون صدام علیه ملت ایران انجام گیرد. مثل روز برایمان روشن بود که شما مرد نیستید.  شیوه شما از همان دیر باز همین بوده است.

حالا که از هر روشی برای به زانو در آوردن این نظام مقدس بهره گرفته اید و به هدف کثیف خود نرسیده اید و از همه جایتان دود بلند شده و صدای فریادتان بر اثر سوزش عالم را فرا گرفته دست به اینگونه حرکات می زنید. خوب می دانیم شما را چه شده است.  کم آورده اید دیگر! رویش و خیزش جوانان انقلابی شما را عصبانی کرده است. حرفمان همان حرف بزرگ مرد انقلاب است . بکشید ما را ملت ما بیدار تر می شود. ای امریکا از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر. آخرش شما از این عصبانیت می میرید. ولی مرگ ما با مرگ شما زمین تا اسمان فاصله دارد .

امروز شهید احمدی روشن را می کشید ، دیروز شهید شهریاری را و فردا ... معلوم نیست. ولی شما احمق ها نشناخته اید این مردم را. . شما چه می دانید داستان آن پیرزنی را که با افتخار 4 فرزند خود را تقدیم انقلاب کرد. شما چه می دانید  قصه ی حاجی بخشی را که تمام عمرش در آروزی شهادت بود .

شما خاک برسرها فکرکردید که با کشتن احمدی ها و شهریاری ها این ملت از انچه به دنبال آن است دست بر می دارد. نه بخدا. حرفهای پدر و مادر مصطفی را امروز شنیدید؟ دیدید همسرش را که چگونه از ادامه راه او سخن می گفت.

حرفهای آقاجان مارا نشنیدید؟  تا امروز خیلی نفهمیدیم آقا جانمان چه گفت. اما امروز به یقین متوجه شدیم که زمانه زمانه شعب ابی طالب نیست، زمان زمان بدر و خیبر است.

حیوان های درنده زورهای آخرتان را بزنید. روزهای آخرتان است. صدای خرد شدن استخوانهای لیبرال دموکراسیتان را به وضوح می شنویم. نیازی به تیزکردن گوش هم نیست. حتی گوشهای سنگین هم می شنوید این صدای بلند را .

امروز جوانان ما را می کشید تا ما را از مرگ بترسانید ؟! عجب نادانهایی هستید شما!!  برای یک بار دیگر این اعتقاد را به یادتان می آوریم. شهادت مرگ آگاهانه در راه هدفی مقدس است . و احمدی روشن زندگی خود را برای رسیدن به همان هدف مقدس که امامان وعداش را دااده بود تنظیم کرد و در این را سعادتمند شد...

در پی اخراج 108 نفر از شیعیان عربستان توسط آل سعود   

ای کاش اخراجی ها سَری به مسجد مکی بزنند!

باگسترش یافتن امواج بیداری اسلامی در سطح منطقه و البته ناتوانی کشورهای سلطه گر برای مهار تمام آن ها یا جهت دهی در راستای منافع استعماری خود، اینک برخی از کشورهای عربی در حوزه خاورمیانه که حکومت استبدادی خود را در معرض خطر می بینند دست به رفتارهایی با معترضین خود می زنند که واقعا به دور از شأن اسلامی و انسانی است. یکی از این کشورها که به شدت خود را در نزدیکی لبه پرتگاه حس می کند نظام پادشاهی سعودی است. نظامی که با زور شمشیر و با حمایت سران انگلیس بر روی کار آمد و هم اکنون نیز با وجود زیر پا گذاشتن میزان بالایی از قوانین بین المللی و حقوق بشری از آن جایی که در راستای منافع غرب قدم بر میدارد هیچ گونه اعتراض الزام آوری از سوی نهادهای بین المللی به سردرمداران آن نشده است. یکی از این مسائل که واقعا دردآور و نگران کننده است تبعیض مذهبی و اعمال خشونت علیه شیعیان این کشور است. ممانعت از حضور شیعیان ختی در مشاغل سطح پایینی مانند معلمی یا مدیری مدرسه، اعمال نظر در کوچک ترین مناسک مذهبی آن ها مانند انتخاب امام جماعت، ممانعت از سفر شیعیان به اماکن مذهبی خود در کشورهای هم جوار و ده ها اقدام ضداسلامی و غیر انسانی دیگر که تنها علیه شیعیان و پیروان اهل بیت پیامبر (ع) اعمال می شود. شیعیان این کشور نیز که از درصد بالای جمعیتی در برخی از مناطق این کشور  برخوردارند هیچ وقت این ظلم ها را برنتابیده اند و فریاد تظلم خود را سر داده اند هر چند به بدترین نحو ممکن سرکوب شده اند. اما در چند ماه گذشته که زمزمه های نارضایتی مردم از حکام بی لیاقت و ناسالم شان در جای جای خاورمیانه عربی قوت گرفت و جای خود را به فریادهای بنیان افکن داد سطح اعتراضات شیعیان این کشور نیز دچار تغییری محسوس شد و با سازماندهی بیشتری دنبال شد. از طرفی حکام سعودی که از نتیجه این اعتراضات بیم داشته و اصلا دوست نداشتند که این اعتراضات نتیجه ای مانند اعتراضات مردم مصر و تونس داشته باشد. بنابراین میزان سرکوب های خود را شدیدتر و وسیع تر کردند و از راه های تازه ای برای مقابله با گسترش موج این اعتراضات بهره گرفتند. یکی از این اقدامات که از سر ناچاری سران سعودی صورت پذیرفت مسأله اخراج شیعیان عربستانی از خاک کشورشان بود. مقامات سعودی که به ناچار و از سر ناتوانی در برخورد با عدالت خواهی های مردم به این عمل متوسل شده اند اخیرا بیش از صد نفر معترض شیعه را به فرودگاه ها انتقال داده تا آن ها را به کشورهای عراق یا ایران بفرستند. آن ها با این عمل ناشایست خود نه تنها مردم کشور عربستان را نسبت به خود عصبانی و ناراحت می کنند بلکه خود را در عرصه منطقه کاملا منزوی و منفعل می سازند.

این اتفاقات در کشور عربستان و برخی دیگر از کشورهای منطقه در حالی اتفاق می افتد که متأسفانه برخی از شخصیت های مذهبی اهل سنت در استان سیستان و بلوچستان هم چنان بر طبل تفرقه می کوبند و با ادعای تبعیض، نظام جمهوری اسلامی را مورد تهمت قرار می دهند. آن ها در حالی نظارت دولت بر عملکرد حوزه های علمیه و تلاش نظام برای ساماندهی تشکیلاتی، ثبتی و نظم بخشیدن به چارچوب سخت افزاری حوزه های اهل سنت را بر نمی تابند که در برخی از کشورها مانند عربستان حتی انتخاب ائمه جماعت هم بر عهده اداره اوقاف عربستان و زیرنظر آل سعود است یا خیلی از موارد دیگر که متأسفانه این افراد مکررا آن ها را برجسته می کنند در حالی که یا اصلا وجود خارجی ندارند یا کاملا طبیعی هستند و بدون هیچ اعتنایی به تبعیض های صورت گرفته در کشورهای مسلمان نشین دیگر بالاخص عربستان آن هم در شدیدترین حالت، هم چنان نظام را متهم می کنند و عجیب تر آن که ایران اسلامی را در مسأله رعایت وحدت از تمام کشورهای مسلمان پایین تر می دانند! این اتهام زنی ها به جای آن است که این افراد با موضعی بی طرفانه تبعیضات صورت گرفته علیه شیعیان عربستان بالاخص مسأله اخراج 108نفر از ساکنان شهر العوامیه عربستان را زیر سؤال ببرند و با این حرکت خود شائبه های ارتباط با عربستان و حمایت بی چون و چرا از سیاست های آل سعود را که به شدت در حال قوت گرفتن است حداقل کم رنگ کنند. یا بنا به پیشنهاد ما ترتیبی اتخاذ شود تا اخراج شدگان از عربستان به ایران دعوت شوند و در اولین حرکت به استان سیستان و بلوچستان بیایند و اندکی از غم های خود را به مسجد مکی ببرند و آن ها را که ان شاء الله از این ظلم ها بی خبرند اندکی آگاه سازند تا پس از روشنگری مظلومین عربستانی، آقایان اَعمال کاملا وحدت بخش نظام جمهوری اسلامی ایران را با برچسب های ناروا، وارونه جلوه ندهند.