بارها و بارها شنیده ایم این روایت را که، کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا! مگر می شود هر روز عاشورا و هر زمینی کربلا باشد؟! یعنی همینک که قرار است برای علی اکبر امام حسین بر سر وسینه بزنیم می تواند عاشورا باشد! جالب است؛ نه؟ می شود در همین خصوص کلی حرف زد. در این شماره می خواهیم از 3 نوع انسان حرف بزنیم.

نوع اول انسان­های حزب بادند! اینان مثل مایع هستند. آدم­هایی که در هر ظرفی ریخته شوند به همان شکل در می­آیند. حزب بادی­ها کسانی هستند که از همان اول با تغییر جهت باد تغییر موضع می دهند. اینها اولین گروهی بودند که در روز عاشورا در مقابل امام خود شمشیر کشیدند. آدم هایی که به امام نامه نوشتند اما در روز عاشورا سرش را بر نیزه کردند!

دسته دوم کمی سفت­تر از آبند! یعنی مثلا یخ! این­ها دیرتر از حزب باد تغییر جهت می دهند! ولی نهایتا تغییر می­کنند و آب می شوند! مثل آنهایی که تا کربلا هم آمدند؛ تا شب عاشورا هم بودند اما وقتی فهمیدند که قصه قصه دیگریست و از پول و غنایم خبری نیست، تغییر جهت دادند! یا به سپاه یزید پیوستند و یا نظاره گر شهادت فرزند رسول خدا بودند!

اما دسته سوم موج سوار نیستند. با تغییر باد تغییر نمی­کنند. خود تحول ساز می شوند و فضا را عوض می کنند. اینان را می توان به عطر  تعبیر کرد. کسانی که در هر فضای موج ایجاد می کنند و آنقدر محکم و ثابت قدم هستند که با سخت ترین طوفان ها تغییر موضع نمی دهند. در آب شب تاریخی تنها 72 نفر در این دسته قرار گرفتند. شدند چون کوه استوار. عطر شدند و بر محیط تا 1400 سال بعد تاثیرگذاشتند.

و امروز ما و شما در کدام جبهه ایم؟ در کدام دسته قرار گرفته ایم؟ اول، دوم یا سوم؟ اگر همه روزها عاشوراست و همه زمین ها کربلا پس باید یزید را شناخت و به هل من ناصر حسین لبیک گفت...